شيخ ذبيح الله محلاتى

204

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

سوگند ياد كردى كه وليعهدى با فرزند من عطا بنمائى اينك اودينا انجمنى كرده و بزرگان بنى إسرائيل را حاضر ساخته تا طوق سلطنت خويش را به گردن ايشان در آورد آيا پادشاه را در اين كار چه فرمان باشد داود فرمود حاشا وليعهد و قائم‌مقام من سليمان است و ابن بابويه بسند معتبر از آن حضرت روايت كرده است كه چون حق‌تعالى وحى فرستاد بسوى داود كه سليمان را خليفه خود گرداند بنى إسرائيل بفرياد آمدند و گفته‌اند كه خردسالى را بر ما خليفه مىكند و در ميان ما از او بزرگتر هست پس داود سرگردها و اكابر بنى إسرائيل را طلبيد و گفت به من رسيده آنچه شما دربارهء خلافت سليمان گفتيد شما عصاهاى خود را بياوريد و هركس نام خود را بر آن عصاى خود بنويسد و با عصاى سليمان شب در حجره‌اى مىگذاريم صبح عصاى هركس سبز و خرم شده او وصى و خليفه بعد از من خواهد بود پس چنين كردند هركس عصاى خود را اسم خويش را بر او نقش كرد همه را در يك حجره گذاردند و در حجره را بسته‌اند و سرگردهاى قبايل بنى إسرائيل همه حراست آن خانه كردند چون داود نماز بامداد را با ايشان بجا آورد در را گشودند و عصاها را بيرون آوردند چون بنى إسرائيل ديدند كه در ميان عصاها عصاى سليمان برك برآورده و ميوه داده است اين وقت بخلافت آن حضرت راضى شدند پس حضرت داود در حضور بنى اسرائيل امتحان نمود علم آن حضرت را و پرسيد اى فرزند چه چيز خنك‌تر و راحت‌بخش‌تر است سليمان گفت عفو كردن خدا از مردم و عفو كردن بعضى جرم بعضى را پس پرسيد كه اى فرزند چه چيز شيرين‌تر است گفت محبت و دوستى كه اين رحمت خداست در ميان بندگانش پس داود خنديد و شاد گرديد و با بنى إسرائيل فرمود كه اين خليفه من است در ميان شما بعد از من و در آن‌وقت بنا به روايت حيوة القلوب سيزده سال از سن سليمان گذشته بود و چهل سال پادشاهى كرد